معانی کلمه : شوارق
لغت نامه دهخدا
شوارق. [ ش َ رِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ شارقة. ( ناظم الاطباء ). روشنیها و چیزهای روشن. ( غیاث اللغات ) : و النور المتقوی بالشوارق العظیمة العاشق لسنخه ینجذب الی ینبوع الحیاة. ( حکمت اشراق ص 224 ). و رجوع به شارقة شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جمع شارقه روشنیها و چیز های روشن .
