معانی کلمه : شوار
لغت نامه دهخدا
شوار. [ ش َ ] (ع مص ) ریاضت دادن ستور را تا سوار شود بر آن در وقت عرض بیع. آزمودن ستور را تا بنگرد خوبی و نجابت و تک آن را و برگردانیدن ستور را و کذا الامة. (از ناظم الاطباء) .
فرهنگ فارسی
ریاضت دادن ستور را تا سوار شود بر آن در وقت عرض بیع .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱شخم عمیق ۲دره ی کوچک – جر ۳جوانه ی تمشک ۴نهر عمیق
( شوآر ) /shoaar/ کشتزاری که زمین آن از اطراف خود پایین تر بوده و آب بیشتری از خود عبور دهد
/shevaar/ شخم عمیق - دره ی کوچک – جر ۳جوانه ی تمشک ۴نهر عمیق
/shevaar/ شخم عمیق - دره ی کوچک – جر ۳جوانه ی تمشک ۴نهر عمیق
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šavār) حُسن و جمال ، خوبی ، زینت آرایش باد ملایم و نسیم (در کردی) به معنی شب هنگام .
اسم: شوار (دختر) (کردی، فارسی) (تلفظ: šavār) (فارسی: شَوار) (انگلیسی: shavar)
معنی: حسن و جمال، خوبی، زینت آرایش، باد ملایم و نسیم، ( در کردی ) شب هنگام
معنی: حسن و جمال، خوبی، زینت آرایش، باد ملایم و نسیم، ( در کردی ) شب هنگام
