شهود. [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شاهد. (اقرب الموارد). || جمع الجمع. (منتهی الارب ). شاهدها و گواهها. (ناظم الاطباء).حاضرشدگان و گواهان . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : از شهود طلب اداء شهادت طلبید. ادای شهادت کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 433). رجوع به شاهد شود.
( ~ . ) [ ع . ] (اِ.) جِ شاهد؛ گواهان .
(شُ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - حاضر شدن . 2 - دیدن .
بینش یا ادراک بیواسطه که در برابر تعقل یا تأمل آگاهانه قرار دارد
دریافت، کشف
گواهان، ناظران
۱. دریافت، کشف
۲. گواهان، ناظران