معانی کلمه : شهوات
لغت نامه دهخدا
شهوات . [ ش ُ هََ ] (اِخ ) لقب موسی بن بشار ابومحمد شاعر. (یادداشت مؤلف ). رجوع به موسی بن ... شود.
فرهنگ عمید
شهوت#NAME?
= شهوت
فرهنگ معین
(شَ هَ ) [ ع . ] (اِ. ) ج . شهوت .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - میل و خواهش نفس . ۲ - میلی است که شدتش از حد معمولی تجاوز کرده امیال دیگر را تحت الشعاع قرار دهد و تمام توجه شخص را منحصرا به موضوع خود جلب نماید . ۳ - میل به آرمیدن تمایل بجماع جمع : شهوات . یا شهوت حرف زدن . میل شدید به سخن گفتن زاد .
