Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شهروان

تلفظ بین المللی : /ʃahrˈavɑn/ تلفظ :‌ [SahR'avAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها
  • شاروان
  • شهران گراز
  • شهربانو
  • شهربانی
  • شروان
  • شروانشاه
  • شروانشاهان
  • شروانی
  • شهروا
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

شهروان. [ ش َ رَ ] ( اِخ ) شهربان. شهراوان. شهرابان. بلده ای است بنواحی خالص. ( یادداشت مؤلف ). نام شهری بوده بر لب دجله بغداد و واسط و آنرادر قدیم دسکره مینامیده اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).رجوع به تاریخ مغول عباس اقبال ص 264 و دسکرة شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: شهروان (پسر) (فارسی)
معنی: شهربان، نگهبان شهر

کلمات مرتبط

  • شاروان
  • شهران گراز
  • شهربانو
  • شهربانی
  • شروان
  • شروانشاه
  • شروانشاهان
  • شروانی
  • شهروا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات