شهره . [ ش َ رَ / رِ ] (اِ) چربی روی تن گوسفند. شهله . (یادداشت مؤلف ). شِلْهه .
شهرة. [ ش ُرَ ] (ع مص ) شَهْر. || آشکارا شدن چیزی بزشتی و رسوایی ، یا عام است . (منتهی الارب ). آشکارا شدن . (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به شَهر (ع مص ) شود.
مشهور؛ نامدار؛ نامور؛ معروف؛ مشهور به نیکی یا بدی.
〈 شهرۀ آفاق: [مجاز] مشهور و نامدار در همۀ عالم: ◻︎ بیریاضت نتوان شهرۀ آفاق شدن / مه چو لاغر شود انگشتنما میگردد (صائب: لغتنامه: شهره).
〈 شهرۀ عالم: = 〈 شهرۀ آفاق
(تلفظ: šohre) (عربی) مشهور ، نامور .
بنام، پرآوازه، سرشناس، شهیر، مشتهر، مشهور، معروف، نامدار، نامور