شهرابان . [ ش َ ] (اِ مرکب ) صورتی از شهربان . شهروان . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شهربان و شهروان شود.
شهرابان. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) صورتی از شهربان. شهروان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شهربان و شهروان شود.شهرابان. [ ش َ ] ( اِخ ) شهربان. قریه بزرگی است با باغهای نخیل از نواحی خالص در مشرق بغداد، و عده ای از اهل علم از آنجا برخاسته اند. ( از معجم البلدان ). ...