Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شهدانه

تلفظ بین المللی : /ʃahdˈɑneː/ تلفظ :‌ [Sahd'Ane:]
لغت نامه دهخدا
  • شادانه
  • شاهدانه
  • شاهدانه ایان
  • شاهدانه وش
  • شاهدانه وشیان
  • شه دانه
  • شهدانج
  • شهدانق
  • شیدانه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شهدانه . [ ش َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) مخفف شاهدانه است که تخم بنگ باشد و معرب آن شهدانج است . (برهان ). شهدانج .شهدانق . شجرالقنب . (بحر الجواهر). و رجوع به شاهدانه و شاهدانج و شهدانج شود. || مروارید بزرگ و نفیس . (ناظم الاطباء). || بزرگترین دانه های سبحه . || مصطکی . (از ناظم الاطباء).


کلمات مرتبط

  • شادانه
  • شاهدانه
  • شاهدانه ایان
  • شاهدانه وش
  • شاهدانه وشیان
  • شه دانه
  • شهدانج
  • شهدانق
  • شیدانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات