معانی کلمه : شنود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(شُ ) ۱ - (اِمص . ) عمل شنیدن . ۲ - (اِ. ) دستگاه رسانه ای مخفی برای جاسوسی و کنترل مخالفان .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شنودن شنیدن : گفت و شنود .
ورود مخفیانه به یک شبکۀ ارتباطی، اعم از صوتی یا نوشتاری، بدون ایجاد هرگونه تغییر در محتوا یا اختلال در آن
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
سمع، شنیدن ≠ گفت
فرهنگستان زبان و ادب
{eavesdropping} [رمزشناسی، مهندسی مخابرات] ورود مخفیانه به یک شبکۀ ارتباطی، اعم از صوتی یا نوشتاری، بدون ایجاد هرگونه تغییر در محتوا یا اختلال در آن
