کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : شناور لنگرانداخته
تلفظ بین المللی :
/ʃenˈɑvar lˌanaɡrˈɑnadˈɑxatˌeː/
تلفظ :
[Sen'AvaR l,anagR'Anad'Axat,e:]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
شناور
شناور آبخورتنگنا
شناور ازکارافتاده
شناور ایستگاه دریایی
شناور بادبانی
شناور باری
شناور بازگردانی
شناور تندرو
شناور جولان محدود
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
شناوری که با یک یا چند لنگر مهار شده باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{anchored vessel} [حمل ونقل دریایی] شناوری که با یک یا چند لنگر مهار شده باشد
کلمات مرتبط
شناور
شناور آبخورتنگنا
شناور ازکارافتاده
شناور ایستگاه دریایی
شناور بادبانی
شناور باری
شناور بازگردانی
شناور تندرو
شناور جولان محدود
نظرات