کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : شنات
تلفظ بین المللی :
/ʃanˈɑt/
تلفظ :
[San'At]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شناتر
دهستان شناتال
شناتاغ
شناتال علیا
مزرعه شناتال سفلی
سد شاتکی
سر بزرگ شاتون
ساق شاتون
سر کوچک شاتون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شنات. [ ش ُ ] ( ع ص ، اِ ) شُناة. ج ِ شانی. ( از ناظم الاطباء ). دشمن دارندگان و این جمع تکسیر شانی است که مهموزاللام است. ( غیاث اللغات ). رجوع به شانی شود.
فرهنگ فارسی
ماخوذ از تازی شناه جمع شنانئ
کلمات مرتبط
شناتر
دهستان شناتال
شناتاغ
شناتال علیا
مزرعه شناتال سفلی
سد شاتکی
سر بزرگ شاتون
ساق شاتون
سر کوچک شاتون
نظرات