Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شموم

تلفظ بین المللی : /ʃˈomuːm/ تلفظ :‌ [S'omu:m]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • شمومات
  • شمومسو
  • سبز خنگ شموس
  • شلوم
  • شمام
  • شمامسه
  • شمامه
  • شحوم
  • شمم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شموم. [ ش َ ] ( ع ص ) خوشبو. معطر. بوی خوشدار. ( ناظم الاطباء ). سخت خوشبو و معطر. ( از اقرب الموارد ). || آنچه بوییدنی است از گل و سپرغم و مانند آن. بوییدنی. ج ، شمومات.( یادداشت مؤلف ). چیز بوییدنی. ( آنندراج ). || دارویی باشد که ببویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ عمید

۱. بسیاربویا، بو دهنده، خوش بو.
۲. (اسم ) بوی خوش.

فرهنگ فارسی

خوشبو معطر و بوی خوشدار دارویی باشد که ببویند .

کلمات مرتبط

  • شمومات
  • شمومسو
  • سبز خنگ شموس
  • شلوم
  • شمام
  • شمامسه
  • شمامه
  • شحوم
  • شمم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات