معانی کلمه : شمه
لغت نامه دهخدا
شمة. [ ش َم ْ م َ ] (ع اِ) واحد شم . (ناظم الاطباء). یک بار بوییدن . (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به شم شود.
شمه . [ ش ِ م ِ / ش ِم ْ م ِ ] (اِ) چربی شیر و پنیر. (ناظم الاطباء). چربی سرشیر و چربی پنیر و ماست . (انجمن آرا) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. مقدار کمی از چیزی کم؛ اندک.
۲. [قدیمی] بوی اندک.
۱. سرشیر؛ چربی شیر.
۲. نخستین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشیده شود؛ آغوز؛ فرشه؛ فله.
۱. سرشیر، چربی شیر.
۲. نخستین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشیده شود، آغوز، فرشه، فله.
۱. مقدار کمی از چیزی کم، اندک.
۲. [قدیمی] بوی اندک.
۲. نخستین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشیده شود، آغوز، فرشه، فله.
۱. مقدار کمی از چیزی کم، اندک.
۲. [قدیمی] بوی اندک.
فرهنگ معین
(شَ مَّ) [ ع . شمة ] (اِ.) 1 - بوی خوش . 2 - اندک ، کم .
(ش مَ) (اِ.) 1 - اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند. 2 - سرشیر.
(شَ مَّ ) [ ع . شمة ] (اِ. ) ۱ - بوی خوش . ۲ - اندک ، کم .
(ش مَ ) (اِ. ) ۱ - اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند. ۲ - سرشیر.
(ش مَ ) (اِ. ) ۱ - اولین شیری که از گاو یا گوسفند پس از زاییدن دوشند. ۲ - سرشیر.
فرهنگ فارسی
بوی، بوی اندک، یک باربوییدن چیزی، کم، اندک، سرشیر، چربی شیر، نخستین شیرگاونر، آغوز، فرشه
( اسم ) ۱ - اولین شیری که از گاو و گوسفند پس از زاییدن دوشند آغوز . ۲ - سر شیر .
لغتی است در شیمه چه یائ مبدل به همزه شود .
( اسم ) ۱ - اولین شیری که از گاو و گوسفند پس از زاییدن دوشند آغوز . ۲ - سر شیر .
لغتی است در شیمه چه یائ مبدل به همزه شود .
دانشنامه عمومی
خوابیدن پرندگان هنگام غروب
فرهنگ اسم ها
اسم: شمه (دختر) (عربی) (تلفظ: še(a)mme) (فارسی: شمه) (انگلیسی: shemme)
معنی: بوی خوش
معنی: بوی خوش
مترادف و متضاد
بو، شمیم
اندک، جزء، خلاصه، کم
۱. اندک، جزء، خلاصه، کم
۲. بو، شمیم
واژه نامه بختیاریکا
( شَمِه ) شامه؛ نقشه؛ برنامه
