شلنگ برداشتن. [ ش َ ل َ / ش ِ ل ِ / ل َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) شلنگ انداختن. ( فرهنگ لغات عامیانه ). با قدمهای بسیار بلند رفتن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شلنگ انداختن شود.
فرهنگ فارسی
با قدمهای بسیار بلند رفتن .
مترادف و متضاد
lop(فعل)
زدن، چیدن، سرشاخه زدن، با تنبلی حرکت کردن، هرس کردن، شلنگ برداشتن، شاخه های خشک را زدن، دست یا پای کسی را بریدن