معانی کلمه : شلم
لغت نامه دهخدا
شلم . [ ش ِل ْ ل َ ] (ع اِ) شراره ٔ خشم و غضب و مانند آن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
شلم . [ ش َ ل َ] (اِ) شلغم . (ناظم الاطباء) (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به شلغم شود.
فرهنگ عمید
شلغم#NAME?
= شلغم
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱شلغم ۲نوعی گیاه وحشی شبیه به شلغم
/shalem/ شلغم - نوعی گیاه وحشی شبیه به شلغم
واژه نامه بختیاریکا
( شَلَم ) عصاره یاصمغ گیاهان و درختان ( که هوای نمناک باعث چسبندگی این صمغ به برگ ها می شود )
