معانی کلمه : شلل
لغت نامه دهخدا
شلل . [ ش ُ ل َ / ل ُ ] (ع ص ) مرد شتاب و سبک درحاجت و نیکوصحبت خوش ذات . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شلشل شود.
فرهنگ فارسی
مرد شتاب و سبک در حاجت و نیکو صحبت و خوش ذات .
واژه نامه بختیاریکا
( شَلَل ) بِه شَلَل
