شفیع. [ ش َ ] (اِخ ) جدعبدالعزیزبن الملک مقری . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
شفیع. [ ش ُ ف َ ] (اِخ ) ابوصالح بن اسحاق محدث محتسب . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
(تلفظ: šafie) (عربی) آن که تقاضای عفو و بخشش گناه کسی را از دیگری میکند ، شفاعت کننده ، شفاعتگر.