Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شفا

تلفظ بین المللی : /ʃafˈɑ/ تلفظ :‌ [Saf'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • شفا بخشی
  • شفا بخشیدن
  • شفا جستن
  • شفا دادن
  • شفا ساز
  • شفا سازی
  • شفا عمر
  • شفا یافتن
  • شفا با دست
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

شفا. [ ش َ ] (ع مص ) فروشدن آفتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

شفا. [ ش َ ] (ص ، اِ) روا و مشروع و جایز. و هر چیز جایز و روا و مشروع . (ناظم الاطباء).

شفا. [ ش ُ / ش ِ ] (اِ) ترکش و تیردان . || جعبه . (ناظم الاطباء) .

شفا. [ ش َ...

فرهنگ عمید

۱. بقیۀ ماه پیش از آن‌که ناپدید شود.
۲. کنارۀ چیزی؛ لبۀ چیزی.

۱. تندرستی دادن؛ کسی را از بیماری رهانیدن؛ تندرست ساختن.
۲. بهبود و رهایی از مرض.
۳. [جمع: اَشفیة] دوا؛ دارو؛ درمان.

۱. بقیۀ ماه پیش از آن که ناپدید شود.۲. کنارۀ چیزی، لبۀ چیزی.۱. تندرستی دادن، کسی را از بیماری رهانیدن، تندرست ساختن.۲. بهبود و رهایی از مرض.۳. [جمع: اَشفیة] دوا، دارو، درمان....

فرهنگ معین

(ش ) [ ع . شفاء ] ۱ - (مص ل . ) تندرستی یافتن پس از بیماری . ۲ - (اِمص . ) بهبودی ، تندرستی . ۳ - (اِ. ) درمان .

فرهنگ فارسی

کتابی است به زبان عربی تالیف ابن سینا در منطق الهیات و طبیعیات و آن از مهمترین کتب فلسفی اسلام است و در حکمت همان مقام را دارد که قانون در طب و مکرر بر آن شرح نوشته اند و مشروحترین آنها شرح صدرالدین شیرازی است .
۱ - ( مصدر ) بهبود یافتن از بیماری . ۲ - ( اسم ) بهبودی رهایی از مرض . ۳ - ( اسم ) دوا درمان جمع : اشفیه .
فرو شدن آفتاب

دانشنامه عمومی

شفا می تواند به موارد زیر اشاره کند:شفا یا بهبودی از بیماریکتاب شفا، یکی از معروفترین تالیفات ابوعلی سینا در حوزه فلسفه و منطقشجاع الدین شفا، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و مترجم سرشناس ایرانیبیمارستان شفا، در خرم آبادشفا بدران، شهری در کشور اردنکانی شفا ۲، مربوط به عصر مستپه کینی شفا شاهسوند، مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلامخانه شفا (صارم السلطان)، مربوط به دوره قاجارwiki: شفا...

نقل قول

شفا روند بازسازی سلامت از یک ارگانیسم نامتعادل، بیمار یا آسیب دیده است. نتیجهٔ بهبودی می تواند درمانی برای یک چالش سلامت باشد، اما بدون درمان می تواند نیز بهبودی یابد. شفا ممکن است با درمان پزشکی یا بهبودی یکی انگاشته شود یا به طور معنوی بررسی شود، هرچند هریک مفهومی متفاوت اند.• « و درمان، بیماری با درد و رنج یکی نیستند. درمان وقتی است که بیماری جسمی به اندازهٔ مهمی رو به بهبود است. شفا فرآید تندر...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: ša(e)fā) (عربی) بهبود ، بهبود یافتن از بیماری ؛ (در اصطلاح عرفانی) از میان رفتن بیماری دل به سبب تابش انوار ملکوتی است.

اسم: شفا (دختر، پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: ša (e) fā) (فارسی: شفا) (انگلیسی: shafa) معنی: بهبودی، تندرستی، درمان، بهبود، بهبود یافتن از بیماری، ( در اصطلاح عرفانی ) از میان رفتن بیماری دل به سبب تابش انوار ملکوتی است، ( اَعلام ) دایرة المعارف عربی از ابن سین...

مترادف و متضاد

التیام، بهبودی، بهی، تشفی، درمان، صحت، علاج، مداوا، معالجه

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی شَفَا: لبه هر چیزمعنی شَفَا جُرُفٍ: لبه مسیل ( جرف محلی است که سیل زیر آن را شسته باشد ، بطوری که بالای آن هر لحظه در شرف ریختن باشد)معنی شَفَا حُفْرَةٍ: لبه حفره ، البته لبهای که هر کس قدم بر آن بگذارد ، مشرف بر سقوط در آن شودمعنی شَّفْعِ: زوجمعنی تُبْرِئُ: شفا می دهیمعنی یَشْفِینِ: مرا شفا می دهدمعنی أُبْرِئُ: بهبود می بخشم-شِفا می دهممعنی رَاقٍ: شفا دهنده - افسون کنندهمعنی یَ...

فرهنگ فارسی ساره

بهبود، درمان


کلمات مرتبط

  • شفا بخشی
  • شفا بخشیدن
  • شفا جستن
  • شفا دادن
  • شفا ساز
  • شفا سازی
  • شفا عمر
  • شفا یافتن
  • شفا با دست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات