معانی کلمه : شغا
لغت نامه دهخدا
شغا. [ ش َ ] (ع اِمص ) تقطیر بول . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). شغیة. (اقرب الموارد). رجوع به شغیة شود. || ناهمواری دندانها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
تیردان، تیرکش، ترکش.
فرهنگ معین
(شَ ) (اِ. ) ترکش ، تیردان .
فرهنگ فارسی
شکا:تیردان، تیرکش، ترکش
( اسم ) ترکش تیردان .
تقطیر بول یا نا همواری دندانها
( اسم ) ترکش تیردان .
تقطیر بول یا نا همواری دندانها
