شعور. [ ش َ ] (ع اِ) نوعی ماهی . (از اقرب الموارد) (یادداشت مؤلف ). || (اِخ ) اسب نجیبی از آن حبطات بود. (از اقرب الموارد). نام اسب پسران حارث بن عمرو. (منتهی الارب ).
shoour:اگاهی و درک دقیق و عقلانی از موضوع / موضوعات پیرامونی و واکنش به انها
شعور که نزدیکترین مفهوم به واژه تشخیص است و به معنای (انطباق مفهوم است با مصداق)
مخ
مدرک، مشعر
آگاهی، ادراک، بینش، خرد، فهم
۱. آگاهی، ادراک، بینش، خرد، فهم
۲. مخ
۳. مدرک، مشعر
دانستگی، خرد