Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شعله افشاندن

تلفظ بین المللی : /ʃˈoʔleː ˈaːfʃˈɑndan/ تلفظ :‌ [S'o?le: 'a:fS'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شعله افشان
  • افشانش شعله ای
  • اذرکافت افشانه ای شعله ای با خوراک مایع
  • شعله
  • شعله اسا
  • شعله اشام
  • شعله انداختن
  • شعله اواز
  • شعله بار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شعله افشاندن. [ ش ُ ل َ / ل ِاَ دَ ] ( مص مرکب ) مشتعل کردن. افروختن. برافروختن.شعله ور ساختن. کنایه از سخت روشن کردن :
زآتشین تیغی که خاکستر کند دیو سپید
شعله درشیر سیاه سیستان افشانده اند.
خاقانی.
گویی از آتش شهاب فلک
شعله در دیو کافر افشانده ست.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

مشتعل کردن افروختن بر افروختن

کلمات مرتبط

  • شعله افشان
  • افشانش شعله ای
  • اذرکافت افشانه ای شعله ای با خوراک مایع
  • شعله
  • شعله اسا
  • شعله اشام
  • شعله انداختن
  • شعله اواز
  • شعله بار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات