Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شعاب

تلفظ بین المللی : /ʃaʔˈɑb/ تلفظ :‌ [Sa?'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • شعابین
  • شعابی
  • شعابیذ
  • شاعب
  • شباب
  • شبابه
  • شتاب
  • شتاب افزا
  • شتاب امدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شعاب . [ ش ِ] (ع مص ) دور کردن چیزی را. (ناظم الاطباء). || مردن . (از ناظم الاطباء). رجوع به شاعبة شود.

شعاب . [ ] (ع اِ) برگش مانند ماهی کوچک است و ثمراتش مثل سارق و در طرفی سه دانه بود و از مسهلات است و بعضی آن را حب الملوک خوانند. (نزهةالقلوب ).

شعاب . [ ش َ ع ْ عا ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن مهزم شعاب عبدی مصری . ...

فرهنگ عمید

۱. [جمعِ شُعبَة] [قدیمی] = شعبه
۲. [جمعِ شِعب] = شِعب

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - شاخه شاخه درخت . ۲ - جوی آب که از رود و نهر بزرگ جدا گردد . ۳ - فرقه دسته . ۴ - فرعی که از اصلی جدا شود . ۵ - بخش کوچکی از یک اداره ۶ - هر یک از شعبات جمع : شعب شعاب .
مرمت کننده کاسه و کسی که ظروف شکسته را بند می زند کاسه دوز .

کلمات مرتبط

  • شعابین
  • شعابی
  • شعابیذ
  • شاعب
  • شباب
  • شبابه
  • شتاب
  • شتاب افزا
  • شتاب امدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات