معانی کلمه : شطرنج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی بازی فکری که بر روی یک صفحه ۶۴ خانهای سیاه و سفید با ۳۲ مهره (۱۶ سفید و ۱۶ سیاه) صورت میگیرد. هردسته از مهرههای سیاهوسفید شامل ۸ مهرۀ پیاده و ۲ رخ و ۲ اسب و ۲ فیل و یک وزیر (یا فرزین) و یک شاه است. Δ میگویند آن را در زمان انوشیروان از هندوستان به ایران آوردهاند.
فرهنگ معین
(شَ رَ ) [ معر. ] (اِ. ) = شترنگ : نوعی بازی فکری به وسیلة مهره هایی با نام های شاه ، وزیر، اسب ، رخ ، فیل ، سرباز.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) بازیی است که به وسیله مهره های با اشکال مختلف : شاه وزیر اسب رخ فیل پیاده بر روی صحنه ای چوبین دارای خانه های متعدد بازی کنند .
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
شترنگ
chess (اسم)
شطرنج، مهرهء بازی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
شترنگ، چترنگ
