معانی کلمه : ششلول
لغت نامه دهخدا
شش لول. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی تپانچه دارای شش لوله گردان و به هر یک تیری. آلتی آچلان. طپانچه. رِوُلوِر1. حاجت. ( یادداشت مؤلف ). سلاح آتشی کوچک دستی که جای شش فشنگ دارد.
فرهنگ عمید
نوعی اسلحۀ کمری با جای شش فشنگ، رولور.
فرهنگ معین
( ~ . ) (اِمر. ) نوعی سلاح گرم کوچک که جای شش فشنگ دارد.
فرهنگ فارسی
سلاح آتش دستی، برای تیراندازی که جای شش فشنگ است
سلاح آتشی کوچک دستی که جای شش فشنگ دارد رولور .
سلاح آتشی کوچک دستی که جای شش فشنگ دارد رولور .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
gun (اسم)
توپ، تفنگ، ششلول، تلمبه دستی، سرنگ امپول زنی و امثال ان
sixgun (اسم)
رولور، شش تیر، شش لول
