معانی کلمه : ششدر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. در بازی نرد، آن است که یکی از بازیکنان شش خانۀ جلو مهرههایش گرفته شده باشد و او با آوردن طاس شش نتواند مهرههای خود را حرکت دهد.
۲. [مجاز] عالم سرگشتگی و حیرت.
〈 ششدر فنا: [قدیمی، مجاز] دنیای فانی.
فرهنگ معین
( ~ . دَ ) (اِمر. ) ۱ - هرچیز دارای شش در و شش جهت . ۲ - در بازی نرد چنان است که یکی از بازیکنان ، شش خانه مقابل مهره های حریف را گرفته باشد و او نتواند مهره های خود را حرکت دهد. ۳ - (کن . ) بسته بودن راه خروج و نجات .
