معانی کلمه : شش و پنج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(ش شُ پَ ) (اِمر. ) ۱ - اصطلاحی است در بازی نرد که یک تاس شش و یک تاس پنج بیاید. ۲ - کنایه از: قمار و هر چیزی که در معرض تلف باشد.
فرهنگ فارسی
۱ - قمار باز . ۲ - شخصی که هر چیز دارد در معرض تلف آورد . ۳ - آزاده کامل .
نقشها و خالهای کعبتین یا کنایه از قمار است یا کنایه از هر چیز که در معرض تلف باشد .
نقشها و خالهای کعبتین یا کنایه از قمار است یا کنایه از هر چیز که در معرض تلف باشد .
