معانی کلمه : شش قبرقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دشنامی به غلامان و کنیزان سیاه پوست.
فرهنگ فارسی
یا شش قبرغه کنایه از شخص احمق : شخصی غلامی داشت بس بله روزی گفتش تمام مردم عالم هفت قبرقه دارند وترا شش است می میری غلام در رنج دراز افتاد و درین غم بمرد .از آن باز بر شخص احمق اطلاق کنند .
