کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : شش قاب
تلفظ بین المللی :
/ʃˈeʃ q1ˈɑb/
تلفظ :
[S'eS q1'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شش زن برای قاتل
شقاب
ششقاقل
حسن شقاب
شنقاب
شش
شَش
شِش
شش ارکان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شش قاب. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح قمار ) بازی شش پژول. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شش پژول و شش تا شود.
فرهنگ فارسی
بازی شش پژول
کلمات مرتبط
شش زن برای قاتل
شقاب
ششقاقل
حسن شقاب
شنقاب
شش
شَش
شِش
شش ارکان
نظرات