Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شش شاخ

تلفظ بین المللی : /ʃˈeʃ ʃˈɑx/ تلفظ :‌ [S'eS S'Ax]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شخشاخ
  • شش
  • شَش
  • شِش
  • شش ارکان
  • شش اماسیده
  • شش انداز
  • شش انگشت
  • شش انگشتی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شش شاخ. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح گیاه شناسی ) گونه ای گیاه خاردار از تیره چتریان که دارای برگهای نسبتاً بزرگ با بریدگیهای عمیق است. لبه برگها نیز مضرس است و لبه تضاریس به خار تیزی منتهی می شود ( وجه تسمیه این گیاه به مناسبت وضع بریدگیهای پهنک برگ آن است ). گلش سفید آبی رنگ است. این گیاه در مزارع و لبه جویهای اکثر نقاط دنیا از جمله ایران فراوان است. قرصعنه. قرسعنه. ایرنج. قرصنه.شنذاب. شوک...

فرهنگ فارسی

گونه ای گیاه خاردار از تیره چتریان که دارای برگهای نسبتا بزرگ با بریدگی های عمیق است . لبه تضاریس به خار تیزی منتهی می شود ( وجه تسمیه این گیاه پهنک برگ آن است ) گلش سفید آبی رنگ است . این گیاه در مزارع و لبه جوییهای اکثر نقاط دنیا از جمله ایران فراوان است قرصنعه قرسعنه ایرنج قرصنه شنذاب شوکه ابراهیم ارینجیون ارنجیون کما فیطوس .گونه گیاه خاردار از تیره چتریان که دارای برگهای نسبتا بزرگ با بریدگیها...

کلمات مرتبط

  • شخشاخ
  • شش
  • شَش
  • شِش
  • شش ارکان
  • شش اماسیده
  • شش انداز
  • شش انگشت
  • شش انگشتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات