Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شش دنب

تلفظ بین المللی : /ʃˈeʃ dˈanb/ تلفظ :‌ [S'eS d'anb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ششرنب
  • ششدربازی
  • شش
  • شَش
  • شِش
  • شش ارکان
  • شش اماسیده
  • شش انداز
  • شش انگشت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شش دنب. [ ش َ / ش ِ دُمْب ْ ] ( اِ مرکب ) گیاهی است مایل به زردی و بیخش مایل به سرخی ، بیمزه که کمی تندی دارد. ( یادداشت مؤلف ). گیاهی است که به زردی زند و ریشه اش به سرخی گراید. و بهترین نوع آن در دیرالغربا یافت شود. ( از تذکره داود ضریر انطاکی ). رجوع به شش ریث شود.

فرهنگ فارسی

گیاهی است مایل به زردی و بیخش مایل به سرخی بیمزده که کمی تندی دارد .

کلمات مرتبط

  • ششرنب
  • ششدربازی
  • شش
  • شَش
  • شِش
  • شش ارکان
  • شش اماسیده
  • شش انداز
  • شش انگشت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات