کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : شستشو کردن
تلفظ بین المللی :
/ʃostˈeʃu kˈardan/
تلفظ :
[Sost'eSu k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
شست کردن
شستشو
شستشو دادن
شستشو دهنده
شستشو و سفیدکنی پارچه
شستشو کننده
باشامپو یا سرشوی شستشو دادن
قابل شستشو
غیر قابل شستشو
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
bath (فعل)حمام گرفتن، شستشو کردن، ابتنی کردنtub (فعل)شستشو کردن، شسته شدنwash out (فعل)از بین بردن، شستشو کردن، از پا در اوردن، کثافات را پاک کردنbathe (فعل)شستشو کردن، استحمام کردنlave (فعل)چکیدن، کشیدن، شستشو کردن، ریختن...
کلمات مرتبط
شست کردن
شستشو
شستشو دادن
شستشو دهنده
شستشو و سفیدکنی پارچه
شستشو کننده
باشامپو یا سرشوی شستشو دادن
قابل شستشو
غیر قابل شستشو
نظرات