معانی کلمه : شریفه
لغت نامه دهخدا
شریفه . [ ش َ ف َ ] (ع ص ) شریفة. هرچیز که دارای شرافت باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به شریف و شریفة شود.
شریفة. [ ش َ ف َ ] (اِخ ) نام دختر محمد بنی فضل که از راویان حدیث است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
= شریف: از هیئت شریفهٴ نسوانِِ دی که باد / بر هیئت آفرین و بر این هیئت آفرین (ایرج میرزا: ۱۹۸ ).
فرهنگ فارسی
مونث شریف، شرائف وشریفات جمع
( صفت ) مونث شریف جمع : شرائف شریفات : مراسله شریفه .
شریفه هر چیز که دارای شرافت باشد
( صفت ) مونث شریف جمع : شرائف شریفات : مراسله شریفه .
شریفه هر چیز که دارای شرافت باشد
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šarife) (عربی) (مؤنث شریف) ، ← شریف .
اسم: شریفه (دختر) (عربی) (تلفظ: šarife) (فارسی: شريفه) (انگلیسی: sharife)
معنی: دارای شرف و افتخار، بزرگوار، با اصل و نسب، مؤنث شریف، ارزشمند، عالی، سید، ارجمند، ( عربی ) ( مؤنث شریف )، شریف
معنی: دارای شرف و افتخار، بزرگوار، با اصل و نسب، مؤنث شریف، ارزشمند، عالی، سید، ارجمند، ( عربی ) ( مؤنث شریف )، شریف
