Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شرم زده

تلفظ بین المللی : /ʃarmzˈadeː/ تلفظ :‌ [SaRmz'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • شرم زد
  • شری زده
  • زمین یا مزرعه شخم زده
  • شرمزده
  • زاده شدم برای شادی تو
  • هر روز زاده می شوم
  • الزبده الفقهیه فی شرح الروضه البهیه
  • بهجه الامال فی شرح زبده المقال
  • شرمنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شرم زده. [ ش َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خجل و شرمنده. ( ناظم الاطباء ). شرمگین. شرمنده. ( از آنندراج ). شرم زد. شرمسار. شرمگین. شرمگن. شرمناک : او از کردار خود شرم زده بود. ( یادداشت مؤلف ): تخفیر؛ شرم زده کردن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) : پس جماعت بنی اسرائیل همه باز پیش آمدند گناهکار و شرم زده. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ). این احمدبوشره در پیش شیخ بگذشت شرم زده. ( اسرار التوحید )...

فرهنگ فارسی

( صفت ) خجل شرمسار شرمنده .

مترادف و متضاد

خجل، خجلت‌زده، شرم‌آلود، شرمسار، شرمگین ≠ مفتخر


کلمات مرتبط

  • شرم زد
  • شری زده
  • زمین یا مزرعه شخم زده
  • شرمزده
  • زاده شدم برای شادی تو
  • هر روز زاده می شوم
  • الزبده الفقهیه فی شرح الروضه البهیه
  • بهجه الامال فی شرح زبده المقال
  • شرمنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات