Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شرم آمدن

تلفظ بین المللی : /ʃˈarm ɑmˈadan/ تلفظ :‌ [S'aRm Am'adan]
لغت نامه دهخدا
  • شرم امدن
  • شرق ادنی
  • منطقه تاریخی شرق بوستون اردن پارک
  • شرم
  • شرم الود
  • شرم الودگی
  • شرم اندام
  • شرم اور
  • شرم داشتن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شرم آمدن . [ ش َ م َ دَ ] (مص مرکب ) خجل شدن . شرمسار گردیدن . (یادداشت مؤلف ). حاصل شدن خجلت و انفعال برای کسی : تهمتن چو بشنید شرم آمدش به رفتن یکی رای گرم آمدش . فردوسی .نه نزدیک دادار باشد گناه نه شرم آیدم نیز از روی شاه . فردوسی .بیفکند پیل ژیان را به خاک نه شرم آمدش زآن سپهبد نه باک . فردوسی .... مرا نیز شرم آمد با تو گفتن . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 412). مقدمان شاه گفتند ما را شرم آمد از خداو...

کلمات مرتبط

  • شرم امدن
  • شرق ادنی
  • منطقه تاریخی شرق بوستون اردن پارک
  • شرم
  • شرم الود
  • شرم الودگی
  • شرم اندام
  • شرم اور
  • شرم داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات