Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شرفیاب

تلفظ بین المللی : /ʃarˈafjɑb/ تلفظ :‌ [SaR'afjAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • شرفیاب شدن
  • شرفیابی
  • شراب
  • شراب افکندن
  • شراب انداختن
  • شراب خوارگی
  • شراب خواری
  • شراب خوردن
  • شراب خورده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شرفیاب. [ ش َ رَف ْ ] ( نف مرکب )سرافرازشده و صاحب قدر و مرتبه گشته و مشرف. ( ناظم الاطباء ). کسی که به شرف و افتخاری نایل آید. شرف یافته. که شرف یابد. || آنکه به خدمت بزرگی می رسد. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شرفیابی شود.

فرهنگ عمید

شرف یابنده، شرف یافته، ویژگی کسی که به حضور شخص بزرگی می رسد.

فرهنگ معین

(شَ رَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) ۱ - کسی که به شرف و افتخاری نایل آید. ۲ - آن که به فرصت بزرگی می رسد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که بشرف و افتخاری نایل آید . ۲ - آن که به خدمت بزرگی می رسد .

مترادف و متضاد

مشرف


کلمات مرتبط

  • شرفیاب شدن
  • شرفیابی
  • شراب
  • شراب افکندن
  • شراب انداختن
  • شراب خوارگی
  • شراب خواری
  • شراب خوردن
  • شراب خورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات