معانی کلمه : شرایط
لغت نامه دهخدا
شرائط. [ ش َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ شریطة. ( اقرب الموارد ). رجوع به شریطة شود.
فرهنگ عمید
شریطه#NAME?
= شریطه
فرهنگ معین
(شَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ شریطه ، پیمان ها، قراردادها، قرارها.
فرهنگ فارسی
اسباب
( اسم ) جمع شریطه پیمانها قرارها قراردادها . توضیح در تداول فارسی جمع شرط گیرند .
شرطها، جمع شریطه
( اسم ) جمع شریطه پیمانها قرارها قراردادها . توضیح در تداول فارسی جمع شرط گیرند .
( اسم ) جمع شریطه پیمانها قرارها قراردادها . توضیح در تداول فارسی جمع شرط گیرند .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
شروط
۱. اسباب
۲. شروط
