شر. [ ش ُرر ] (ع اِ) شَرّ. (منتهی الارب ). رجوع به شر شود.
شر. [ ش َ ] (اِ) نامی است که در نور و مازندران به شمشاد دهند. (از درختان جنگلی ایران ص 193).
بد
بد
شِر یعنی مندرس ، کهنه ، پاره
۱شعر ۲شیر – سلطان جنگل ۳شیر آب و غیره
۱شهر ۲شر فاسد – بدکردار ۳مکانی مشخص ۴شرح و تفصیل
بدی ≠ خیر
تباهی، فساد
آشوب، شورش، غائله، فتنه
۱. بدی
۲. تباهی، فساد
۳. آشوب، شورش، غائله، فتنه ≠ خیر
بد