شخصی. [ ش َ ] ( ص نسبی ) مخصوص کسی. ( یادداشت مؤلف ). منسوب به شخص. ( از اقرب الموارد ).- احوال شخصی ؛ در اصطلاح حقوقی اموری است که وضع شخص را در خانواده و کشور معین کند و آنها عبارتند از: 1- تابعیت 2- جنسیت 3- سن 4- نسب. از این احوال در مباحث ولادت وفوت و ازدواج و طلاق بحث میشود. ( از فرهنگ حقوقی لنگرودی ).- خانه شخصی ؛ که استیجاری نباشد.- لباس شخصی ؛ در تداول عامه مقابل لباس رسمی است.- ماشین شخ...
فرهنگ عمید
۱. ویژگی آنچه متعلق به خود شخص باشد. ۲. خصوصی. ۳. [مقابلِ نظامی] غیرنظامی.
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص نسب . )منسوب به شخص . ۱ - خصوصی ، فردی . ۲ - غیرنظامی .
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به شخص خصوصی فردی . ۱ - آن چه متعلق به خود شخص باشد : خانه شخصی ماشین شخصی . ۲ - کسی که شغلی غیر نظامی دارد شهری سیویل کشوری مقابل نظامی لشکری . ۳ - آن چه مربوط به شخص غیر نظامی است سیویل مقابل نظامی لباس شخصی .
گویش مازنی
مردم
مترادف و متضاد
خصوصی، فردی، سیویل، غیرنظامی ≠ عمومی، غیرشخصی
one (اسم)آدم، شخص، واحد، یک عدد، یک واحد، شخصی، شماره یک، عدد یک، یکی از همانpersona (اسم)شخصی، شخصیت ها، اشخاص یک کتابprivate (صفت)محرمانه، اختصاصی، خودمانی، خاص، مستور، پوشیده، مخصوص، خصوصی، خلوت، شخصیpersonable (صفت)جذاب، موقر، خوش قیافه، شخصی، با شخصیت، خوش سیماpersonal (صفت)خصوصی، شخصی، مربوط به شخصown (صفت)خود، خاص، تنی، شخصی، خویشتنsomeone...