Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شخت

تلفظ بین المللی : /ʃˈaxt/ تلفظ :‌ [S'axt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شختر
  • شختلو
  • شخته
  • شختیت
  • شختول
  • خربزه ٔ شخته
  • شخته لو
  • تپه قلات شختان
  • دن شختمن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شخت . [ ش َ خ َ ] (ع اِ) رجوع به شَخت ، شود.

شخت . [ ش َ ] (اِ) توبال الذهب است . (فهرست مخزن الادویه ). || مرداسنگ . (ناظم الاطباء).

شخت . [ ش َ / ش َ خ َ ] (ع ص ) باریک از هر چیزی و نحیف نه از لاغری . ج ، شخات . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || غبار ساطع. || هیزم باریک . ج ، شَخات . (از اقرب الموارد). || در م...

فرهنگ فارسی

توبال الذهب است یا مرداسنگ

کلمات مرتبط

  • شختر
  • شختلو
  • شخته
  • شختیت
  • شختول
  • خربزه ٔ شخته
  • شخته لو
  • تپه قلات شختان
  • دن شختمن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات