معانی کلمه : شحنه
لغت نامه دهخدا
شحنه . [ ش َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔشهرستان یزد. دارای 259 تن سکنه ، آب آن از قنات ، محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).
فرهنگ عمید
داروغه، پلیس، پاسبان و نگهبان شهر.
فرهنگ معین
(ش نَ یا نِ ) [ تر - مغ . ] (اِ. ) ۱ - داروغه . ۲ - حاکم نظامی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
شحنه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان یزد در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان فجر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۷۸ نفر (۲۴۱خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان فجر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۷۸ نفر (۲۴۱خانوار) بوده است.
wiki: شحنه
مترادف و متضاد
پاسبان، داروغه، ضابط، عسس، گزمه، محتسب، نگهبان
