معانی کلمه : شحص
لغت نامه دهخدا
شحص . [ ش َ ح َ ] (ع ص ، اِ) شَحص .رجوع به شحص شود. || مال پست و کم بها. (از ذیل اقرب الموارد). || ج ِ شَحص . || ظبیة شحص ؛ آهوی لاغر. (از ذیل اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
شحص یا مال پست و کم بها

شحص . [ ش َ ح َ ] (ع ص ، اِ) شَحص .رجوع به شحص شود. || مال پست و کم بها. (از ذیل اقرب الموارد). || ج ِ شَحص . || ظبیة شحص ؛ آهوی لاغر. (از ذیل اقرب الموارد).