Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شجانیده

تلفظ بین المللی : /ʃadʒˈɑnidˌeː/ تلفظ :‌ [SadZ'Anid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • شجانیدن
  • ژان شانزدهم
  • زو شانیدن
  • شانده
  • شانزده
  • شانزده یک
  • شانزدهم
  • شانزدهمین
  • شاننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

شجانیده. [ ش َ دَ / دِ ] ( ن مف ) اسم مفعول از مصدر شجانیدن. کسی و چیزی را گویند که بسبب سرمای سخت از جای خود و از حال خود گشته باشد. ( برهان ).

فرهنگ عمید

ویژگی کسی یا چیزی که به سبب سرما از حال رفته باشد، سرماخورده، سرمازده.

فرهنگ معین

(شَ دَ یا دِ ) (ص مف . ) ۱ - سرما داده . ۲ - سرما خورده .

کلمات مرتبط

  • شجانیدن
  • ژان شانزدهم
  • زو شانیدن
  • شانده
  • شانزده
  • شانزده یک
  • شانزدهم
  • شانزدهمین
  • شاننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات