معانی کلمه : شجاع الدین
لغت نامه دهخدا
شجاع الدین . [ ش ُ عُدْ دی ] (اِخ ) رجوع به ابولؤلؤ مولی مغیرةبن شعبه شود.
شجاع الدین . [ ش ُ عُدْ دی ] (اِخ ) ابوالقاسم اعور زوزنی . حاکم کرمان . رجوع به ابوالقاسم شجاع الدین زوزنی شود.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šojāeoddin) (عربی) شجاع و دلیر در راه دین .
