شتربان. [ ش ُ ت ُ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) اشتربان. ساربان. ساروان. راننده شتر. به معنی ساربان که از عالم ( از قبیل ) فیل بان باشد. ( آنندراج ). ساربان و کسی که خدمت شتر میکند. ( ناظم الاطباء ).جامل. جمال. ضفاط. فداد. ( منتهی الارب ) : دهقان بی ده است و شتربان بی شترپلان بی خر است و کلیدان بی تزه.لبیبی.از زلف تو بوی عنبر و بان آیدزان تنگ دهان هزار چندان آیدزلف تو همی سوی دهان زان آیدخربنده به خانه ش...
فرهنگ عمید
نگهبان شتر، رانندۀ شتران، ساربان.
فرهنگ فارسی
نگهبان شتر راننده شتران ساربان .
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۸°۶′۲۷٫۶۶″ شمالی ۴۶°۱۷′۳۸٫۳۴″ شرقی / ۳۸٫۱۰۷۶۸۳۳°شمالی ۴۶٫۲۹۳۹۸۳۳°شرقی / 38.1076833; 46.2939833محلهٔ «دوه چی» در کتب و منابع تاریخی به صورت «ساربان» نیز نوشته شده است. تا اواخر دههٔ چهارم خورشیدی، ساکنان این محله که اغلب آنان بازرگان و تاجر بودند، برای حمل و نقل کالا و اجناس خود از شتر بهره می جستند. از آن جایی که واژهٔ «دوه» در زبان ترکی آذربایجانی به معنای شتر است، احتمال می رود این م...