Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شتات

تلفظ بین المللی : /ʃatˈɑt/ تلفظ :‌ [Sat'At]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • جامع الشتات فی اجوبه السوالات
  • فرودگاه گیبل شتات
  • گیبل شتات
  • نوک شتات
  • نوی شتات
  • جامع الشتات
  • سد شاتکی
  • سر بزرگ شاتون
  • ساق شاتون
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شتات. [ ش َ ] ( ع مص ) فرقت. ( از ذیل اقرب الموارد ). || پراکنده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از المصادر زوزنی ). متفرق بودن. ( فرهنگ نظام ). || پراکنده کردن. ( منتهی الارب ). || ( ص ) متفرق و پریشان. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): جاء القوم شتات َ شتات َ؛ آمدند قوم متفرق و پریشان. ( منتهی الارب ). ج ، أشتات. ( از اقرب الموارد ). رجوع به شت شود.

فرهنگ عمید

۱. پراکنده شدن.
۲. تفرق، پراکندگی.
۳. (صفت ) متشتت، متفرق، پراکنده.

فرهنگ معین

(شَ ) [ ع . ] ۱ - (اِمص . ) پراکندگی . ۲ - (ص . ) پراکنده .

فرهنگ فارسی

متشتت، متفرق وپراکنده
۱ - ( اسم ) پراکندگی تفرق . ۲ - ( صفت ) پراکنده متفرق .

کلمات مرتبط

  • جامع الشتات فی اجوبه السوالات
  • فرودگاه گیبل شتات
  • گیبل شتات
  • نوک شتات
  • نوی شتات
  • جامع الشتات
  • سد شاتکی
  • سر بزرگ شاتون
  • ساق شاتون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات