معنی کلمه : شبول
لغت نامه دهخدا
شبول . [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شبل . بچه ٔ شیر. (از اقرب الموارد). رجوع به شبل شود.
شبول . [ ش ُ ] (ع مص ) گوالیدن و قوی و جوان گردیدن در ناز و نعمت . (از اقرب الموارد).بربالیدن کودک . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ).

شبول . [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شبل . بچه ٔ شیر. (از اقرب الموارد). رجوع به شبل شود.
شبول . [ ش ُ ] (ع مص ) گوالیدن و قوی و جوان گردیدن در ناز و نعمت . (از اقرب الموارد).بربالیدن کودک . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ).