Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شبخواب

تلفظ بین المللی : /ʃˈabxɑb/ تلفظ :‌ [S'abxAb]
لغت نامه دهخدا
  • شب خواب
  • شب خواب داشتن
  • شب خواب گرفتن
  • شادخواب
  • شباب
  • شبابه
  • شبخوش کاج
  • شبخوش کل
  • شبخون
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شبخواب . [ ش َ خوا/ خا ] (نف مرکب ) که خواب به شب کند. شب خوابنده . || آنکه در شب به جایی بخوابد. || مجازاً روسپی که شب نزد کسی بخوابد (مقابل تک خواب ).(فرهنگ فارسی معین ). || مردی که شبی با روسپیی بیتوته کند. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ مرکب ) بستر. (گنجینه ٔ گنجوی ص 297) : چون پیله ببند خانه را درتا در شبخواب خوش نهی سر.نظامی ....

کلمات مرتبط

  • شب خواب
  • شب خواب داشتن
  • شب خواب گرفتن
  • شادخواب
  • شباب
  • شبابه
  • شبخوش کاج
  • شبخوش کل
  • شبخون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات