معانی کلمه : شباویز
لغت نامه دهخدا
شباویز. [ ش َ ] (اِ مرکب ) رجوع به شب آویز شود.
فرهنگ عمید
مرغ حق، جغد: منم دُراچهٴ مرغان شب خیز / همه شب مونسم مرغ شباویز (نظامی۳: ۲۲۵ ).
فرهنگ معین
( شب آویز ) (شَ ) (اِمر. ) = شباویز: مرغ حق ، پرنده ای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان می شود و می خواند.
فرهنگ فارسی
شب آویز، مرغ حق، پرندهای که هنگام شب باچنگالهای، خودازشاخ درخت آویزان میشودوبانگ میکند
( صفت ) نوعی جغد مرغ حق حقگوی .
( شب آویز ) ( صفت ) نوعی جغد مرغ حق حقگوی .
( صفت ) نوعی جغد مرغ حق حقگوی .
( شب آویز ) ( صفت ) نوعی جغد مرغ حق حقگوی .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šabāviz) (= شب آویز) ، مرغی که به شب خود را به یک پای بیاویزد و حق حق گوید و او را حق گوی نیز گویند ، مرغ شب آهنگ .
اسم: شباویز (دختر، پسر) (فارسی) (پرنده) (تلفظ: šabāviz) (فارسی: شباويز) (انگلیسی: shabaviz)
معنی: مرغ حق، ( = شب آویز )، مرغی که به شب خود را به یک پای بیاویزد و حق حق گوید و او را حق گوی نیز گویند، مرغ شب آهنگ
معنی: مرغ حق، ( = شب آویز )، مرغی که به شب خود را به یک پای بیاویزد و حق حق گوید و او را حق گوی نیز گویند، مرغ شب آهنگ
