معانی کلمه : شباهنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) مرغ سحر، مرغ سحرخوان، بلبل.
۲. (نجوم ) ستارۀ صبح، ستارۀ کاروان کش، شعری: چو یک بهره از تیره شب درگذشت / شباهنگ بر چرخ گردان بگشت (فردوسی: ۲/۱۲۲ ).
۲. (نجوم ) ستارۀ صبح، ستارۀ کاروان کش، شعری: چو یک بهره از تیره شب درگذشت / شباهنگ بر چرخ گردان بگشت (فردوسی: ۲/۱۲۲ ).
فرهنگ معین
(شَ هَ ) (اِمر. )۱ - مرغ سحر. ۲ - تیشتر، ستارة شعری '، ستارة صبح .
فرهنگ فارسی
نوعی موسیقی آرام و خیالانگیز که تداعیکنندۀ آرامش شبانه است
شب آهنگ، مرغ سحر، مرغ سحرخوان، بلبل، ستاره صبح
۱ - مرغ سحر مرغ سحر خوان بلبل . ۲ - ستاره صبح شعری کاروان کش . ۳ - دندان معشوق ( تشبیه به ستاره کاروان کش ) . ۴ - جایگاه ستوران .
۱ - مرغ سحر مرغ سحر خوان بلبل . ۲ - ستاره صبح شعری کاروان کش . ۳ - دندان معشوق ( تشبیه به ستاره کاروان کش ) . ۴ - جایگاه ستوران .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šabāhang) (= شب آهنگ) (در قدیم) (در نجوم) شِعرای یمانی ، ستارهی بامدادی ، ستارهی سهیل ؛ نام پرندهای (بلبل) ، شب آهنگ کننده ، مرغ سحر ، مرغ سحرخوان .
مترادف و متضاد
بلبل، سحرخوان، مرغسحر
ستارهصبح، شعری، کاروانکش
۱. بلبل، سحرخوان، مرغسحر
۲. ستارهصبح، شعری، کاروانکش
sirius (اسم)
شباهنگ، صورت فلکی شعرای یمانی، سگ سیف الجبار، ستاره کاروان کش در کلب اکبر
فرهنگستان زبان و ادب
{nocturne} [موسیقی] نوعی موسیقی آرام و خیال انگیز که تداعی کنندۀ آرامش شبانه است
