معانی کلمه : شبان فریب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پرنده ای شبیه باشه.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) به قول بعضی پرنده ایست به جثه یک باشه ( قرقی ) و به نقل بعضی دیگر به اندازه یک چلچله که در داخل پوشالها و تیغهای تمشک تخم گذارد و غالبا بر زمین نشیند تا کسی به فاصله نزدیک وی نرسد نمی پرد . گروهی نیز او را مرغ عیسی دانند که همان شبکور است .
